تبلیغات
رنگارنگ رنگارنگ
 

گرمی افتاب

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 بهمن 1389

 

روشناهای افتاب گرم                   در نگاه تو میدرخشید باز

بی گمان قصد یک سفر داری     خواندم از چشم های تو این راز

بازهم میروی ولی بی من             کرده ای عزم ناکجا اباد

فکر من را نمیکنی انگار              قلب و روحم ز رفتنت ناشاد

وعد دادی که باز میگردی            ودهایت همه دروغین بود

گفته بودی صبور باش ولی          سهم من از وجود تو این بود

کی دوبار ببینمت؟افسوس            گرمی من از افتاب تو بود

رفتی و خانه از تو خالی شد        چشم امید من به سراب تو بود

 

() نظرات

 

تنهای تنها

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 بهمن 1389

 

این کوچه بوی اسمان میداد اما

وقتی که رفتی اسمانش رفت از اینجا

من بودم و بن بست و یک اندوه مبهم

خیر به فاب عکس تو مات تماشا

ان کس که رفت از پیش من اری تو بودی

من ماندم با یک دفتر از دلواپسی ها

رفتی و چشمان پر از اندوهم اینک

اشک هزاران اطلسی را دیده کجا

تا اسمان یک نرده از جنس تو کم بود

اخر چرا راه ما کج شد خدایا؟

 

() نظرات

 

طلب عشق

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 بهمن 1389

 

یادمان باشد دگر بنایی نکنیم

گر چه در خود شکسته ایم صدایی نکنیم

یادمان باشد گر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

 

() نظرات

 

شب سوگ

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 بهمن 1389

 

امشب که من در نیمه تاریک ماه م

بی تو چگونه میرسم تا صبح فردا؟

این هفته میمرم خبر داری تو یا نه؟

یک شب بیا در سوگ من تنهای تنها

 

() نظرات

 

خاطر ها

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 بهمن 1389

 

نگه داشتن عشق مثل نکه داشتن اب در دست است

وقتی دستت را باز میکنی هیچی ازش نمانده جز خیسی خاطرها

 

() نظرات

 

عاشق نشو

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: شنبه 27 آذر 1389

 

او را سخت دوست می داشتم ولی دادگاه عشق مرا محکوم به تنهایی کرد اولین کلمه ای که در دادگاه عشق شنیدم تنهایی بود .حالا باید پشت میله های زندان سال های سال سپری کنم دیگر اشکی برایم باقی نمانده چون اشک هایم برای بدست اوردن تو ریختم. و حالا برای همیشه بهت میگم هیچ وقت عاشق نشو....

 

() نظرات

 

سخن بزرگان

نویسنده: mona موضوع: دانلود، 

تاریخ ارسال: شنبه 27 آذر 1389

 

سلام فایل زیر دارای بیش از 1000 سخن و حدیث از امامان و بزرگان داخل وخارج است ان را از دست ندهید حتما در زندگی بدردتان میخورد

دانلود فایل

 

() نظرات

 

عاشق نشوی

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: شنبه 27 آذر 1389

 

 

مثل اتم باش تا بار عشق خنثی شوی

مثل پسرها باش تا عاشق نشوی

مثل شکارچی باش تا عشقت را شکار کنی

 

() نظرات

 

به نام تک نوازنده عشق

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: شنبه 27 آذر 1389

 

اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم

اگر جایی کنم پیدا تو را تنها نمی یابم

اگر بینم تو را تنها و هم جایی کنم پیدا

ز شادی دست و پا گم میکنم خود را نمیابم

دلتنگتم و دیدار تو درمان است

 

() نظرات

 

انتخاب motherborad

نویسنده: mona موضوع: کامپیوتر،  دانلود، 

تاریخ ارسال: جمعه 26 آذر 1389

 

سلام دوستان اگر میخواهید سیستم خود را ارتقاع دهید صبر کنید حتما مطالب زیر را دانلود و ان را بخوانید تا اگاهی تان بیشتر شود و با هر مقدار پول بهترین سیستم را خریداری کنید.

دانلود انتخاب motherborad

 

() نظرات

 

انتخاب CPU

نویسنده: mona موضوع: دانلود،  کامپیوتر، 

تاریخ ارسال: جمعه 26 آذر 1389

 

سلام دوستان اگر قصد دارید سیستم خود را ارتقاع دهید صبر کنید حتما مطالب زیر را دانلود کنید و بخوانید تا اگاهی تان بیشتر شود و بتوانید بهترین سیستم را با هر مقدار پول خود انتخاب کنید.

دانلود انتخاب CPU

 

 

() نظرات

 

10 قانون طلایی برای ازدواج موفق

نویسنده: mona موضوع: دانلود، 

تاریخ ارسال: جمعه 26 آذر 1389

 

سلام فلیل زیر را میتوانید به اسانی وسرعت دانلود کنید

دانلود سریع

 

() نظرات

 

فیلتر شکن

نویسنده: mona موضوع: دانلود، 

تاریخ ارسال: سه شنبه 23 آذر 1389

 

با سلام به دوستان عزیز نرم افزار زیر جدید ترین فیلتر شکن میباشد که به اسانی و به سرعت میتوانید ان را دانلود و از ان استفاده کنید

دانلود سریع فیلتر شکن

 

() نظرات

 

حافظ در عصر جدید(طنز)

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: دوشنبه 22 آذر 1389

 

یمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی !

 

() نظرات

 

داستان شنل قرمزی(طنز)

نویسنده: mona موضوع: عشقولانه، 

تاریخ ارسال: دوشنبه 22 آذر 1389

 

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده . هرچی SMS هم براش میزنم
باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد .
یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی‌: حنا کجا میری ؟؟؟
حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس میان .
شنل قرمزی: برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود )
شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن .
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتیکه ...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش .
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه .
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .

 

() نظرات